این همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم برای جنگی که بود برای تن های تکیده در لباسهای خاکستری برای آرامش مادرانم در آوار بمب برای هیجان پدرانم در آشوب مرگ . این همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم برای آفتابی که بی نیاز از دلیل بود .
از جنگ که برگشتم پیراهن خاکستریم را آویختم به دیوار خاطرات و به زندگی با مردمی سلام گفتم که عطر شناسنامه هایشان در مشام جانم بود و اسمم در میان اسمهایشان بالید و کم کم بزرگ شد .با گریه هایشان گریستم و با خنده هایشان خندیدم .
و امروز کنار من بودی و بی گناه سیلی خوردی از کسی که لباس خاکستری مرا پوشیده بود مقابل چشم حیرت زده ی من سیلی خوردی در بی پناهی و ناچاری وخدایی که تنها دوستت بود دید که بی گناه سیلی خوردی از حشره ای که در لباس من خزیده بود همان لباسی که من به دیوار خاطراتم آویخته بودم.
و آن لحظه اندیشیدم کاش پس از جنگ سوزانده بودمش تا تنپوش بلایی چنین نمی شد.
پسرم
به تن های تکیده ای که در لباس من سالهای پیش جنگیدند شک نکن . به قهرمانان قصه های من شک نکن . به رودخانه های خون آلود اروند و کارون شک نکن به تن های مجروح تنگه ی چزابه شک نکن به بدنهای خاک آلود دشتهای مهران شک نکن فقط به حشره ای شک کن که در لباس من خزیده بود .
درود به آقای امامی گرامی. خرسندم که بالاخره سایت کازرون نیوز که در امریکا بسته شده بود، باز شد. امیدوارم این سایت و همت شما و عزیزانی چون جناب رضوی باعث ارتقاء دانش در آن شهر و سامان باشد. در سفری به ایران، از غار شاپور و نرگس زار دیدن کردم. کاش بیشتر از دریاچه پریشان مواظبت می شد. راستی سر خیرات هم رفتم. به قول فدریکو گارسیا لورکا: ” نه گاو نرت باز می شناسدت نه انجیر بن”. همه چیز با آنچه من در کودکی دیده بودم عوض شده بود. یاد قنادی اولیا و چلوکبابی بهار و حسن جیگرکی و عطری که جیگرکش در سر خیرات می پراکند افتادم. ولی دیگر هیچکدامشان نبودند. من بودم و خاطرات بابای خدابیامرزم و حسرت از روزگاری دور و گم شده…… تصدقت محمود
توسط: Mahmoud Dehgani در جولای 12, 2009
در 7:14 ق.ظ
Be Kazeroun News link dadam
توسط: Mahmoud Dehgani در جولای 12, 2009
در 7:16 ق.ظ
پسر تو سيلي خورد.اما نشمردي كه چند بسيجي زير مشت هاي سبز جان داد؟ نشمردي كه چند گردن زير بلوك هايي كه از طبقات سوم با بالا پرتاب مي شد خرد شد؟ خوب شد پسرت فقط سيلي خورد وگرنه امام را هم به چالش مي كشيدي.آن حشره هم ضمنا در مغزت رسوخ كرده نه در لباست.
توسط: حسين در جولای 14, 2009
در 9:55 ب.ظ
سلام جناب مهندس
من امروز متوجه بازگشايي مجدد سايت وزين كازرون نيوز شدم.
به همه وبلاگهاي عضو تبريك ميگم.
دست شما درد نكنه.
…………………..
پدر بزرگوار و حماسه سازم جناب آقاي كاكايي
هرگز هرگز
هرگز تقدس حماسه تان را با تدليس شرم آور اينان مقايسه نخواهم كرد
پدرم تو خود مرا پرورش داده و. بزرگ كرده اي
مرا باور كن
من سرداران قهرمان را با سركشان بي تدبير خوب تميز ميدهم
من آن حشره موذي را كه از سردابهاي مستعفن به لباس پاكت خزيده ميشناسم .
دوستي هم درست گفت
اينان حتي به لباس شما هم قانع نيستند
اينان ميخواهند در مغز من و تو هم رسوخ كنند..
زهي خيال باطل
توسط: كشكول زائر در جولای 15, 2009
در 7:39 ق.ظ